تبليغاتX
بلوار
- مرام ما ، هدف اصلی ما در روزنامه نگاری در درجه ی اول یک چیز است و آن اصلاح اوضاع اقتصادی عمومی کشور است. ما معتقدیم که بهبودی وضع مادی مردم در درجه ی اول اهمیت قرار گرفته و سایر مسائل اجتماعی فرع این اصل مهم است ... و ضمنآ محتاج تذکر نیست که وصول به هر مقصد و مرامی می باید به وسیله ی قانون انجام یابد و هیچ قانونی نمی تواند دارای ارزش حقیقی و قدرت معنوی باشد مگر اینکه در سایه ی آزادی و عدالت به وجود آمده باشد، پس شرط اول بقاء و پیشرفت ما به طرف هدف و مقصد خود، وجود آزادی و عدالت و بقای این دو اصل مسلم زندگی اجتماعی بشر است و ما امیدواریم همیشه از این دو نعمت پر بها برخوردار بوده و در سایه این دو گوهر گرانبها به طرف مقصود پیشروی کنیم.

                                                                                         محمد مسعود

 تقریبآ یه ماهه پیش با پدرم تو انقلاب بودیم که داخل یکی از کتابفروشی ها شدیم و من همینطور که داشتم دنبال کتاب هایی با موضوع اقتصادی میگشتم پدرم انگشت گذاشت روی کتابهای جناب مسعود و ۵ جلد کتابهاشو واسم خرید و گفته بود تو ایران تنها سه نویسندست که قبولشون داره یکی بزرگ علوی و مسعود و شریعتی.

قلم انتقادی بسیار زیبایی دارند ، اینا رو گفتم تا به این برسم که دیروز تو روزنامه ی کار گزاران از یگانه دخترشون ، ژینت مسعود، مصاحبه شد و محمد مسعود در ۲۳ بهمن سال ۱۳۲۶ در حدود ساعت ۱۱ شب در حالی که به آرامی از محل دفتر روزنامه ی مرد امروز در خیابان لاله زار خارج می شد و به طرف اتومبیل خود می رفت با شلیک دو گلوله توسط فردی به نام خسرو روزبه از افراد حزب توده به قتل رسید.

...............

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:5 توسط مریم |

دکتر مصدق درباره ی دیکتاتوری در مجلس چهاردهم چنین داوری کرد:

{دیکتاتور شبیه پدری است که اولاد خود را از محیط عمل دور کند و پس از مرگ خود اولادی بی تجربه و بی عمل بگذارد.پس مدتی لازم است که اولاد او مجرب و مستعد کار شوند. 

یا باید گفت که در جامعه ، افراد در حکم هیچند و باید آنها را یک نفر اداره کند.این همان سلطنت استبدادی است که بود.مجلس برای چه خواستند و قانون اساسی برای چه نوشتند؟

یا باید گفت که حکومت ملی است و تمام مردم باید غمخوار جامعه و در مقدرات آن شرکت نمایند.در این صورت منجی و پیشوا مورد ندارد.

اگر ناخدا یکی است هروقت که ناخوش شود کشتی در خطر است و وقتی مرد، کشتی به قعر دریا می رود. ولی اگر ناخدا متعدد شد ، ناخوشی و مرگ یک نفر در مسیر کشتی موثر نیست.}

 

...........الان ما دارای یک ناخدا هستیم و ..........

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:17 توسط مریم |

بشر مخلوق عجیبی است،

از ظاهر سگ و گرگ می شود پی به سبعیت آنها برد! از ظاهر منجلاب گند و عفونت آن آشکار است از ظاهر خار و خاشاک خشونت و گزندگی آن معلوم می شود ولی این انسان ، این اشرف مخلوقات ، ممکن نیست . باید سالها از ظاهر فریبنده به خبث طینت و شرارت فطری و رذالت نفس او پی برد و ظاهر و باطنش را که فاصله ی بین زمین و آسمان است با هم تطبیق نمود.

اکثر مردم دارای همین اختلاف صورت و سیرت هستند و باطن شان با ظاهر فرق بسیار دارد . شما اگر یک نفر را پیدا کردید که دل و زبان، ظاهر و باطن ، صورت و سیرت او یکی بوده و به نظر شما خوب و خیر اندیش آمد حتماّ موظف اید که یک مجسمه ی کوچکی از او ساخته به گردن خود آویزان کنید و صبح ها آن را سجده نمایید.

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 23:36 توسط مریم |