شکسپیر:خانه ی من بر ستون ها و زندگی من بر کارم استوار است با برداشتن ستون ها خانه و با بیکاری زندگیم را از من می گیرند.
در ادامه ی مطالب پیشین:
نظر ریکاردو:
در ابتدا ریکاردو تئوری تعادل خود به خود را می پذیرد ولی مدتی بعد در صحت این نظر تردید نموده و می گوید پیدایش ماشین در تولید یک کالا نیروی کار را کاهش می دهد.
ریکاردو می گوید ماشین و کارگر در یک رقابت دائمی بوده و با هر پیشرفت در مقدار سرمایه میزان بیشتری از آن اضافه سرمایه صرف تهیه ی ماشین آلات می شود.
به نظر وی با اضافه شدن سرمایه, نیروی کار بیشتری به اشتغال در می آیند ولی این نسبت با نسبتی از سرمایه که صرف تهیه ی ماشین می شود معادل نبوده ودومی به مراتب سهم بیشتری را اشغال می کند و نسبت کار همچنان رو به تنزل است.
ریکاردو همچنین استدلال می کند که ورود ماشین در تولید هنگامی به کندی می گراید که مزدها تنزل پیدا کنند واین باعث کاهش بیکاری می شود.
نظر کارل مارکس:
مارکس جریانات اقتصادی را از لحاظ سیر تاریخی مطالعه می کند و تاثیر تغییرات تکنولوژی را بطور ادواری در میزان اشتغال مورد تاکید قرار می دهد .
به عقیده ی وی پیدایش یک ماشین در جریان تولید, سرمایه ای را برای اشتغال افراد آزاد نمی نماید بلکه تاثیر آن این است که قسمتی از سرمایه جاری را به سرمایه ثابت تبدیل می کند. و در این تبدیل وضع سهم کارگران از سرمایه ی جاری نیز رو به تنزل نسبی می رود و هرگاه بجای کارگران,ماشینی مورد استفاده واقع گردد کارگران مزبور را از ردیف مصرف کنندگان خارج می کنند.
به اعتقاد مارکس دائما قسمتی از نیروی کار به آنچه که وی "جمعیت زاید طبقه ی کارگر " و یا " ارتش ذخیره ی صنعتی " می نامد, تبدیل می شود و عقیده دارد قسمت هایی از این ارتش ذخیره در بعضی از مواقع به اشتغال کشیده می شوند چرا که به علت تغییرات میزان سود و گاهی هم به علت پیشرفت های تکنولوژی که موجب اشتغال می شود با تجمع میزان سرمایه میزان سود تنزل می کند و این تا به آنجا می رسد که سرمایه گذاری را تقلیل می دهد.
تجمع بیش از حد سرمایه موجب بحران گردیده , تولید را تنزل و بیکاری را توسعه می دهد در چنین وضعی ارزش سرمایه ها هم کاهش می یابد.
مارکس می گوید بالاخره بحران با این وضع پایان می یابد که میزان سود بعلت سقوط مزد ها و پایین آمدن ارزش سرمایه و بالاخره استفاده از پیشرفت تکنولوژی در تولید افزایش می یابد و این تغییرات دوران توسعه ی جدیدی را ایجاد می کند که در این دوران بعلت سرمایه گذاری های مجدد تقاضای کار بالا می رود . دوران رونق جدید با تغییرات ادواری بعدی (با سقوط میزان سود و تجمع سرمایه) بیکاری ادامه می یابد.
پیروز و سر بلند باشید.